سفارش تبلیغ
صبا
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | پروفایل مدیر | ارتباط با ما

?? ???

?? ???

تصمیم دیرهنگام ...

 بر اساس تواریخ معتبری نظیر(تاریخ یعقوبی، تاریخ طبری، الفتوح و ارشاد به نقل از دانشنامه ی امام حسین(ع))مختار ثقفی در هنگام قیام مسلم بن عقیل(ع) در زمین کشاورزی اش بسر می برد و بعد از شنیدن خبر قیام، خود را با سرعت به کوفه رساند. وقتی نتوانست در مقابل نگهبانان شهر مقاومت کند،عقب کشید و به نمایندگان قبایل گفت: ورود شما به کوفه به مصلحت نیست، برگردید...خود،تنها به منزل رفت، لباس جنگ از تن بیرون کرد و با لباس عادی به دارالاماره رفته و در چادر سرخ رنگ عمروبن حریث که پرچم امان ابن زیاد بر بالای آن بود، سکونت کرده و روز بعد به دیدار ابن زیاد رفت.
                                                                                        
ابن زیاد که کسانی را برای دستگیری مختار فرستاده بود، با دیدن وی برآشفت و با چوبدستی اش به چشم مختار کوبید و پس از آنکه مطلع شد که مختار، مسلم را یاری نکرده و به چادر امن حکومتی پناه برده، موافقت کرد که مختار را فقط به زندان بیندازند.
پس از این ماجرا، و درواقعه ی کربلا ، مختار،در زندان بود و بعد از آزادی ، برای انتقام از حاکم کوفه و دیگر همدستانش قیام کرده و قاتلان را به هلاکت رسانده و بعد از چندی، خودش نیز در میدان نبرد، کشته شد.
مختار گرچه با قیام خود پس از واقعه کربلا، توانست عده ای از قاتلان و عاملان فاجعه ی کربلا را به هلاکت برساند، اما در لحظه ای که باید برای یاری مسلم بن عقیل (ع) می ایستاد ،تسلیم شد و این، همان تفاوت (لحظه و تصمیم گیری بموقع و صحیح) است. بر اساس کلیه ی روایات معتبر، هر کس که در حادثه ی کربلا با امام حسین(ع) نبود، رستگار نشد و حتی قیام توابین و امثال مختار، با آنکه تاثیراتی زودگذر را در آن مقطع تاریخی برجای گذاشت، اما هرگز با عظمت خون یاران امام حسین(ع) و تاثیر شگرف تاریخی واقعه ی کربلا، قابل قیاس نبود.داستان مختار، در واقع، داستان تصمیم دیرهنگام و اقدامی است که اگر در وقت لازم انجام نشود، اثری نخواهد داشت و وقتی شرایط به گونه ای رقم بخورد که خون فرزند رسول الله(ص) بر زمین کربلا ریخته شود، دیگر،هیچ اقدامی جبران کننده ی آن نخواهد بود. پس بکوشیم تا با شناخت حق از باطل و تصمیم گیری بموقع و یاری امام و مقتدا در وقت لازم، دچار حسرت و خسران نشویم
.


زمان حال ساکن است...

 

«زمان حال ساکن است» و من پیرامون خویش می گردم، به جست وجوی تو؛ در ابهامی که خود در آن گم شده ام.

همیشه به نام تو که می رسم، می مانم، گیج می شوم و شانه هایم انگار زیر پا له می شوند.

به نظرم می آید، درد اکنون زاده شده است، در من. به سکوت پناه می برم و در نام تو رازی را جست وجو می کنم که دیر سالی است که زمان را ساکن کرده است؛ «کل ارضٍ کربلا و کل یومٍ عاشورا»

به کربلا می روم و تا کوفه با باد هم قدم می شوم. باد در من می پیچد، می گرید و بغض آلود، سر بر شانه هایم می گذارد و از تو حرف می زند از غربتی که جانکاه است و عظیم؛ «لا یومَ کیومک یا ابا عَبداللّه » و دیر گاهی است که زمان را با خود برده است و هر روز با خود به دنیا می آورد؛ هر روز و هر ساعت، و هر مکان که دیده ای ببیند و دلی به ادراک برسد. به کربلا بر می گردم ـ کوفه را گم شده دیدم، غرق در نیستی که خود چاله هایش را در عمق تاریخ کنده است؛ سیاه و نفرین شده. (و من چه شادم که از کوفیان نیستم و می توانم این گونه، این سوی خط زمان بایستم و داوری کنم... نفرین کنم و آرزو کنم «کاش در کربلا بودم یا در کوفه و با فریاد هل من ناصر تو یاری ات دهم)

فریاد می زنم، فریادم از تونل زمان می گذرد و در گوش تاریخ می نشیند ـ که زمان حال ساکن است ـ «با دست خود شما کوفیان. چگونه به هلاک جانتان بر آمدید. با دست خود چگونه روحتان را در آتش نفرین ابدی سوزانیده اید. مگر نه شما بودید که عهد بستید و نامه نوشتید و دعوت کردید. دعوت کردید و وعده یاری دادید و بعد شمشیر انکار به کمربستید...»

فریادی بر می خیزد، کمانه می کند و در من فرود می آید (گویی فریاد خود من است که جوابم را می دهد) به عمل کار برآید... به سخن دانی نیست... و من انگار که صدا را اصلاً نشنیده ام به انکار بر می خیزم که اگر من بودم چنین می کردم و چنان می شد. خورشید را آدمی ببیند و در تاریکی گم شود. قرآن سخن گو در میانه باشد و به تردید دچار شود.


... در کوفه هستم. بی قرارم و سرگردان و تردیدی که جانم را به آشوب کشانده است... من باید چه کنم، رفتن یا ماندن؟ رفتن به حقیقتی که گران است؛ جان می خواهد از آدمی و اسارت زن و فرزند و بی خانمانی می آورد و اکثریت ریش سپیدی که تو را مصلحت طلبی می خوانند و خورشید را به انکار بر خاسته اند... «خورشید هم اگر منفعت نداشته باشد خورشید نیست. اصلاً خورشید تا زمانی منزلت دارد که با آدمی باشد نه بر آدمی».

کرخت می شوم. بهت زده و دودل معلق در ازدحام پیام ها و وسوسه ها و... نوری که در همین نزدیکی است مرا به خود می خواند... وای خدایا چه گزینش سختی. چه امتحان گرانی ـ و من در کوفه ام؛ چرا که زمان حال ساکن است و از امروز تا دیروز تنها یک فراموشی فاصله است یک گریز؛ فقط همین!

به فراموشی پناه می آورم و دست التمام می برم به سوی چرخ زمان که «حال، این گوشه، این تکّه از تاریخ... نه! از آن من نیست. من ساکن آن سوهایم و در لحظه ای دیگر باید داوری شوم... .

به خود می آیم... عرق، تن ام را شسته است. هنوز از انعکاس فریادم در منحنی زمان می ترسم

و از این که آرزو کنم «کاش با تو بودم... با تو در کربلا، با تو در کوفه. با تو در حجاز و اسب اراده را به سمت سرخ شهادت می کردم» با خود می گویم «کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ / کارما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم»

و به خودم می خندم و به ادعاهای پوشالی ام که وای اگر روز امتحان فرا برسد... چه می ماند از من؟ چه می ماند از آرزوهایی که هیچ وقت به برآورده شدن شان در کربلایی دیگر فکر نکردم و دل خوش و مطمئن از این که زمان گذشت و تنها حسّی از واقعه ماند» خودم را فریب می دهم و طوطی وار با خود زمزمه می کنم.

«ای کاش با تو بودم در کربلا، در کوفه و ای کاش با تو بودم».

به خودم نهیب می زنم ـ خودی که پیش روی داوری ساده وجدان مچاله شده است ـ

که تا کی، تا کی باید این گونه بود... این گونه ناخالص و کوچک. خود فریبی تاکی؟!

باید برخاست. تیشه ای برداشت و این ویرانه کژ پایه را ویران کرد و بنایی دیگر گونه ساخت دلی که شایسته نام او باشد. روحی که تنها به حسّی زودگذر بسنده نکند و جانی که هر لحظه آماده کربلایی شدن باشد.

و با این انسان است که حسین زنده می ماند. حسین حقیقی. حسین کربلا.

نه با آرزوهای مطمئن از برآورده نشدن!

 


عبرت های عاشورا برای جامعه منتظر

 

عاشورا عظیم ترین ، حماسی ترین و ناب ترین انقلاب تاریخ اسلام است انقلاب عصر ظهور ، کامل ترین و اخرین انقلاب تاریخ انسان.

انقلاب دوم ، عصر ظهور تداوم انقلاب عاشورا است.انقلابی ستم سیز ، عدالت خواه و آزادی بخش ،انقلابی برای نشر معروف زدودن لایه های جاهلیت و معرفی اسلام در هیاتی نو شفاف و شسته از غبارهای تحریف و انحراف و فریب.

امام باقر (ع) در توصیف قیام موعود گفته است: یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله امر الجاهلیه و سیتانف الاسلام جدیدا مهدی (عج) هر آن چه را پیش از او بوده فرو می ریزد آن گونه که رسول خدا امور جاهلیت را در هم ریخت و اسلامی تازه را آغاز خواهد کرد.
اگر انقلاب موعود پیوند و همسانی و یگانگی با انقلاب کربلا می یابد و چشمه سار زلال این خیزش از آن سرزمین عطش زده سیراب می ود بی تردید شباهتی میان همه ی عناصر این دو انقلاب می توان یافت . در دعای ندبه مهدی (عج) (طالب) خون کربلا معرفی می شود و در زیارت نامه ها آرزوی همه ی مشتاقان بی تاب عصر ظهور آن است که در رکاب مهدی (عج) به طلب ثار حسین (ع) بر خیزند و انتقام مظلوم کربلا را از بدادگران باز گیرند.

در حدیث معراج خداوند پس از بیان شهادت امام حسین (ع) به پیامبر فرمود : ثم اخرج من صلبه ذکرا انتصر له به ... یلما الرض بالعدل و یطبقها بالقسط یسیر معه الرعب یقتل حتی یشک فیه ( آن گاه از تسل او امام حسین (ع) مردی را بر می انگیزم که انتقام خون او را بستاند زیمن را از عدل و قسط سرشار سازد ترس و رعب (در قلب ستمکاران)هم پا او شیش رود و آن گونه بیدادگران را بکشد که برخی در او شک و نردید کنند.)

مطالعه اندیشه در ویژگی های مشترک این دو نهضت و یافتن وجود و ابعاد همگون این دو روبداد بزرگ محور و موضوع این نوشتار نیست آن چه در این مقاله در پی ان هستیم تبین ویژگی های مشترک یاران این دو حادثه ژرف و شگرف است تا همه ما که شوق همراهی آن عزیر را داریم و بی تاب همگامی در رکاب او بدانیم که با کدام فضیلت ها و عظمت ها می توان همراه او شد و هم افق صحابه ی بزرگوار او گردید:

1- بصیرت و بینش

بینش نگاه همه سو نگرانه ، دقیق و عمیق است نگاهی که از لایه های بیرونی بگذرد و به درون راه یابد نگاهی که ان سوی حادثه ها را بکاود و متناسب با دریافتی که محصول این تعمل و روشن بینی است تصمیم بگیرد و عمل بکند بصیرت انچنان عنصر مهم و تعین کننده ای در عرصه ی حیات اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی است که علی (ع) سلاح کارای خویش در هنگامه ی هجوم دشمن و خیزش خطر را تنها و تنها یک چیز می داند بصیرت .(( الا و ان الشیطان قد جمع حزبه و استجلب خیله و رجله و ان معی لبصیرتی))

آگاه باشد که شیطان سواره و پیاده اش را فرا خوانده و بر شما تاخته در چنین موقعیتی بصیرت و بینش من با من است در بیان قرآن ، گروهی فاقد بینش و بصیرت هستند ((و این تدعوهم الا الهدی لا سیمعو و تریهم ینظرون الیک و هم لا یبصرون))

اگر به هدایت دعوتشان کنید ، گوش به سخنانت نمی سپارند می بینی که به تو می نگرند اما بینش و بصیرت ندارند.

نگاه های دوخته اما تهی از روشنی ، چشمهایی که خیره می نگرند اما به شناخت و دیده نمی رسند ، چنین کسانی در تاریکی می یمانند و به سیاهی و تاریکی تن می دهند گروهی شمشیرشان بر بصیرتشان حکومت می کند . ((حملو اسیافهم علی بصائرهم))

شمشیسر نماد قدرت است ، یعنی کسانی هستند که با رسیدن به قدرت موقعیت ، نگاه حق بینشان بسته می شود داشته ها ، فرصت تماشای حق را از آنها می گیرد خود بین و کوته بین می شوند و غرور آنچه دارند ، به اسارت (اکنون )(همین لحظه) شان می کشانند و از رویت (آینده ) و اندیشیدن به فردا باز می ماند اما گروهی هستند که بینش و بصیرت آنها بر شمشیرشان حکومت می کند موقعیت و قدرت به پرتگاه غرورشان نمی کشاند وشمشیر تدبیرشان را نمی شکند وحملو بصائرهم علی اسیافهم

کربلا قصه مردان و زنانی است که بصیرتشان چراغ راهشان و بینش ژرف و زلالشان ، کشتی عبور آنها از طوفانهای درون و بیرون است وقتی امام عاشورا ، دشواری نبرد گوشزد کرد و به تیغ های تیز و شمشیرهای قساوت اشارت نمود یاران عاشق صادق گفتند انا علی نیاتنا و بصائرنا ( ما بر نیت ها و بصیرت هایمان هستیم) یعنی انگیزه های تردید ناپذیر و بصرت های های ژرف ما را به کربلا آورده است و خطر و شمشیر و مرگ ، سستی و تزلزل را در اراده هایمان نمی افریند همین ویژگی در جان و روح صحابه مهدی (عج) تموج و جریان دارد آنان با بصیرتشان با امام خویش همراه و همگام می شوند و در لحظه هیا هول و خطر عاشقانه و صادقانه به میدان می آیند و خندان و شکوفا چون صحابه کربلا از حریم دین دفاع می کنند رشید هجری بزرگ صحابه علی (ع) در پاسخ دخترش که به او کفت پدر در انجام تکلیف کوشش می کمنی فرمود دخترکم درآینده مردمانی بیایند که همان بصیرتشان که آنان در امر دین خود دارند از این کوششی که ما می کنیم افضل و برتر است

2- پذیرش عارفانه و عاشقانه

ره توشه ی سالکان و مجاهدان راه حق معرفت و محبت است عبور از سنگلاخ ها عقبه ها و جاده های خطر خیز و دشوار؛ راه شناسی می خواهد و عشق ورزی.شناخت راه،راهرو را آمادگی روانی می بخشد و عشق و شوق رسیدن و تاخی ها و ناهمواری ها را آسان می سازد.

صحابه ی عاشورا جانی مهذب و عاشق و نگاهی حقیقت بین و روشن دارند و به همین دلیل تسلیم محض و پیروان سر سپرده خونباری هستند که در انتظارشان نشسته است.امام عاشورا حتی در شب عاشورا درها را می گشاید تا جانهای متزلزل،دل های مردد بروند.در منزل زباله-یکی ازمنازل مسیر مکه به عراق-وقتی خبر شهادت سفیر فداکارش عبدالله بن یقطر رسیدامام همگان را جمع کرد و نامه ای را که در آن خبر شهادت عبدالله بود در دست گرفت و فرمود: ((اما بعد فقد اتا نا خبر فضیع قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر و قد خذلتنا شیعتنا فمن احب منکم الا نصرق فلینصرف لیس منا ذمام))

خبری درد ناک رسیده است که مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر به شهادت رسیده اند.شیعه را شکسته و خوار ساخته اند.هر کدام از شما سر بر گشتن دارد بر گردد که ما رشته بیعت از گردن او بر داشتیم.

امام در تمام راه به پالایش یاران می پردازد تا تنها عاشقان و عارفان بمانند،آنان که در راه تحقق آرمانهای الهی عاشقانه گام بر دارند و با معرفت امام ،چون و چرا و تردید نشناسند.

در کربلا آخرین پرسش یاران،آن گاه که خونین تن و پاره پاره افتاده اند این است که:اوفیت یابن رسول الله؟(ای فرزند رسول خدا آیا به عهد خویش وفا کنم؟و پاسخ امام این است که نعم انت امامی فی الجنه ((تو پیش از من به بهشت رسیده ای.

جان یاران عاشورا از معرفت لبریز است و جام وجودشان از محبت سر شار.در نهایت تشنگی،در محاصره ی تیغ ها،در فضایی که مرگ خیز و آتش ریز است،حماسه های شور انگیز را رقم می زنند و بی هراس از خطر به مبارزه می ایستند.

این ویژگی نیز در صحابه مهدی (عج) می فرماید: الا و ان من ادرکها منا یسری فیها بسراج منیر و یحذو فیها علیمثال الصالحین لیحل فیها ربقا و یعیق رقا و یصدع شعبا و یشعب صدعا فی ستره عن الناس لا یبصر القائف .... بعد الصبوح

(آگاه باشید هر آن کس که فتنه های آینده را در یابد با چراغی روشنگر در آن کام می نهد و بر همان سره و روش پیامبر و امامان رفتار می کند تا گره ها را بگشاید بردگان و ملت های اسیر را آزاد سازد جمعیت گمراه و ستمگر را پزاکنده و حق جویان پراکنده را جمع آوری سازد.

مهدی (عج) سال های طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد آن چنان که اثر شناسان اثر قدمش را نمی شناسند گرچه در یافتن اثر و نشانه های ایشان تلاش فراوان شده است سپس گروهی برای در هم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند و چونان شمشیر ها صیقل می خورنددیدگانشان با قرآن روشنایی گیرد و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین افکند و در صبحگاهان و شامگاهان جام های حکمت سر می کشند

تنها حمکت نوشان و تفسیر نیوشان می توانند همپای موعود فتنه ها را بشکنند و در دروغ و فریب را در هم کوبند آنان که از چشمه سار قرآن سیراب می شوند و در معرفت قرآنی دارند دشمن شناسندو پایدار در عرصه جهاد و ایثار در کربلا امام یک شب امام و مهلت می طلبد و می گوید ما شیفتگان عبادت و زمزمه قرآنیم و شب عاشورا فضا عطر آمیز از نسیم نفس های قرآنی و دلاویز از زمزمه های عاشقانه و عرفانی سات . هر آن کس با عاشورا آشناست و بی تاب ظهور و حضور در جمع صحابه ی مهدی (عج) است با حکمت و معرفت قرآنی همدم است که بی معرفت قرآنی نه عاشورا ،عاشورا می شد و نه حکومت مهدوی محقق می شود.
نکته ظریف و مشترک در میان صحابه ی دو انقلاب عشق ورزی به قرائت قران است در وصف شب عاشورا گفته اند(لهم دوی کدوی النحل) (زمزمه ی خیمه ها چون زمزمه کندو ی عسل بود) و در وصف امامان یاران موعود نیز گفته شده است که چشم روشنایی ها تنزیل و نغمه دلپذیر و گوش نواز زندگی شان تفسیر قرآن است(تجلی بالتنزیل ابصارهم و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم) (آیا جز این است که تلاون قران آرامش می بخشد و جان را از طمانینه لبریز می کند و در پرتو همین آرامش و طمانینه طوفان ها و بحران ها را می توان شکست و به ساحل امان و امن می توان رسید؟)


3- شیفتگان شهادت

کربلا مقتل عاشقان و مشهد شهیدان پاک است.

هلال بن نافع از صحابه ی پر شور کربلا می گوید :شب عاشورا امام نابهنگام از خیمه ها بیرون آمده دور شد من به اونزدیک شدم و گفتم فدایت شوم از این که در شب به طرف لشگرگاه این ستمگر بیرون امدی نگران شده فرمود: هلال آمدم تا این پستی و بلنیدی ها را وارسی کنم نکند فردا آنان به ما حمله کرده درگیر شویم کمین گاهی برای هجوم آنان به خیام ما باشد سپس برگشت و در حالی که بازوی چپ مرا گرفته بود فرمود: همان شب است! همان شب است! به خدا سوگند .عده ای سات که تخلف بردار نیست سپس فرمود : هلال ! چرا هم اینک از میان این دو کوه نمی روی که خود را برهانی . من روی قدم های امام افتادم و عر ض کردم : در آن صورت مادر هلال در سوگش بنشیند سرورم شمشیرم با هزار شمشیر واسبم با هزار اسب برابر است به آن خدایی که همراهیتو را بر من منت نهاد از تو جدا نمی شوم تا این که هر دو از کارزار بازمانند سپس امام از من جدا شد و به خیمه ی خواهرش زینب رفت . من در این امید که از خیمه زود بیرون می آید کنار خیمه ایستادم . زینب به استقبال امام آمدبالشتی گذاشت و امام نشست و با او رازی گفت چیزی نگذشت که اشک زینب جاری شد و عرض کرد : برادر جان ! آیا من قتلگاه تو را می بینم و با این همه دشمنان کینه اندوز بانوان و کودکان وحشت زده را همراهی می کنم این مسئولیتی سنگینی است دیدن این قتلگاه این جوان پاک و زیبارویان بنی هاشم بر من گران خواهد بود سپس عرض کرد: برادر جان ! آیا نیات اصحاب خود را آزمودی ؟ نگرانم که وقت درگیری و برخورد نیزه ها تنهایت گذارند.

امام گریست و فرمود: (اما و الله لقد هنرتهم و بلوتهم و لیس فیهم الا الاشوش الاقعس ویستانسون بالمنیه دونی استیناس الطفل بلبن امه) به خدا سوگند ایشان را از خود راندم در ان جز دلاوران و والا گوهران پایدار که به کشته شدن در رکاب من همانند کودک به شیر مادر مانوسند حضور ندارند.

صحابه عاشورا جانی مهذب و عاشق و نگاهی حقیقت بین و روشن دارند و به همین دلیل تسلیم محض و پیروان سر سپرده سرنوشت خونباری هستند که در انتظارشان نشسته است.

شیفتگی به شهادت از چشمه سار معرفت سیراب می شود . شیفتگی به شهادت مرگ است که ان سوی عالم خاک را شهود رکده باشد و با یقین به انتخاب پرداخته و جان بهمیدان آورده باشد .شیفتگی به شهادت درک عمیق معامله ای است که یک سو خدا (خریدار)یک سو انسان(فروشنده) کالا (جان )و بها ( بهشت وصل)باشد با این معرفت و شهود انسان می تواند عاشقانه در باران تیر و شمشیر و خطر بایستد و خندان و شکوفا فاتح معقد صدق باشد.

جان یاران عاشورا از معرفت لبریز است و جام وجودشان از محبت سرشار در نهایت تشنگی در محاصره تیغ ها در فضایی که مرگ خیز و آتش ریز است حماسه های شور انگیز را رقم می زنند و بی هراس از خطر به مبارزه می ایستند.

4- عشق ورزان به امامت و ولایت

یاران عاشورا بی بهانهاند بر سر جان چانه نمی زنند و در هر چه اما شان می گوید می خواهند تردید روا نمی دهند در بسیاری از رجزهای صحابه دفاع از اهل بیت دفاع از حریم امامت و عشق ورزی به ابا عبد الله الحسین محور اصلی است .

لحظه های شهادت نیز به دست محبت امام و زانوی مهربان او می اندیشند که تا بهشت بدرقه شان کند.در هنگام نبرد جونان پروانه گرد امام می چرخیدند و جان خویش را سپر او می ساختند . سعید بن عبدالله در هنگام نماز اباعبدالله الحسین جان سپر تیرها کرد هر تیری که به قصد عضوی از اعضای ابا عبد الله الحسین رها می شد سعید همان عضو خویش را رویاروی تیر قرار می داد و در پایان نماز ابا عبد الله الحسین با بدنی که تیرها آن را پوشانده بود مقابل امام افتاد و امام گرمای محبت خویش را به پیشانی اش بخشید و مژده وصل بهشت و پیامبرش را داد.

کربلا صحنه عشق ورزی به نام حسین است . یاران ابا عبد الله الحسین آشنا که راه و سیرت ابا عبد الله الحسین را عارفند به نام او یاد او و همراهی او سرخوشند و از عشق او سرشار . صحابه عاشورا بادیدن امام توانی تازه یافتند همچون خود امام بی هراس می جنگیدنددر آخرین زمره نیز نسیم یاد ابا عبد الله الحسین لبهایشان را متبرک و متبسم می ساخت.

یاران مهدی (عج) نیز چنین سیرت و صفاتی دارند.به امام عاشقند و عشق و شیفتگی خود را به هر بهانه و هر جا نشان می دهند امام صادق می فرمایند: و رجال کان قلوبهم زبر الحدید لا یشوبها شک فی ذات الله(( اشد من الحجر لو حملو علی الجبال لازالوها لا یقصدون برایاتهم بلده الا خربوها.کان علی خیولهم العقبان .... اذا سارو یسیر الرعب امامهم مسیره شهر یمشون الی المولی ارسالا بهم ینصر الله امام الحق))

(یارن مهدی (عج) مردانی اند پولاد دل و همه وجودشان یقین به خدا ، مردانی سخت تر از صخره ها اگر به کوهها روی آرندآنها را از جای می کنند درفش پیروز گر آنان به هر شهر و دیاری روی نهد آنجا را به سقوط وادارد گویی آن مردان عقابان تیز چنگالند که بر مرکب ها سوار شده اند.....این شیر اوژنان به شب هنگان نخوابند و زمزمه قرآن و مناجات خویش چون صدای زنبوران عسل در هم اندازند و تا بامداد به عبادت خداوند خویش می پردازند. و بامدادان سوار بر اسب باشند. انان راهبان شب و شیران روز و انانند گوش به فرمان امام خویش و چنان چون مشعل های فروزانند و دل های منور آنان بسان قندیل های نور در سینه هایشان آویخته است این مردان تنها از خدا می ترسندو فریاد لا اله الی الله و الله اکبر آنان بلند است و همواره در آروزوی شهادت و کشته شدن در راه خدایند. شعار آنان یالثارات الحسین است .بیایید به طلب خون حسین و یاران حسین! به هر سور روی آرند ترس از آنان پیشاپیش در دل مردمان افتد و تاب و مقاومت را از همه بگیرد این خدایان دسته دسته به سوی خداوند یا امام خویش روی ارندو خدا به دست انان امام حق را یاری کند.)

در توصیف یاران امام مهدی (عج) معلوم می شود که انان امام را چون نگین در بر گیرند . گوش به اشارت و فرمان او می سپرند و جان هدیه ی راه و رکابش می سازند در کربلا وقتی مسلم بن عوسجه به بالینش رسید خون محاسن سپید مسلم را گلگ.ن کرده بود آخرین رمق و آخرین نفس ها بود حبیب از او پرسید : وصیتی داری مسلک گفت: رحمت خداوند بر تو باد من تنها یک سفارش دارم و در حالی که با دست به امام اشاره می نمود گفت سفارشم این است که در راه او جان فشانی کنی حبیب گفت : به خدا سوگند که چنین خواهم کرد

عشق بازی یاران ابا عبد الله الحسین در شب عاشورا و در میدان داغ کربلا در نهایت عطش شنیده ایم . همین ویژگی را در یاران مهدی (عج) بر اساس همین روایت می یابیم مردانی شیر اوژن زمزمه گر عاشق که به رسم تبرک و تیمم دست بر زین اسب امام می کشند و به شوق شهادت از امام می خواهند که دعا کند حلاوت و شیرینی شهادت را زودتر درک کنند.

5- دین داری ، دین دار و دین یار

نهضت و حرکت ابا عبد الله الحسین و یارانش برای اصلاح دین زدودن غبارهای تحریف و بدعت هاست . ابا عبد الله الحسین در وصیت نامه ی خویش که به دست برادرش محمد حنفیه می سپارد به این ویژگی و هدف اشاره دارد : ((خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر))

من در خیزش و قیام خویش قصد اصلاح امت جدم و امر به معروف و نهی از منکر دارم.

در روز عاشورا نیز دلیل گریز عافیت طلبان و عدم جان فشانی در راه دین را تبیین کرد و فرمود: مردم برده و اسیر دنیا هستندو دین تنها لقلقه زبان آنهاست پس انگاه که به آزمون کشیده شونددین داران کم می شوند (همان ها که دین را برای معیشت خویش می خواستند و پیش از آزمون به ظاهر مدافع سینه چاک بودند)

در عصر عاشورا پیش از برپایی نماز عاشقانه و عارفانه امام پس از دعوت باقی مانده به جهاد و شهادت و مژده ی بهشت و دیدار علی (ع) و فاطمه(س) در بهشت فرمودند: ((فحاموا عن دین الله و ذبو عن حرم رسول الله)) از دین خدا حمایت و از حرم پیامبر خدا پاسداری کنید.

کربلا کوشش پاکان و جوشش خون های پاک برای صیانت از دین نگاهبانی از ارزش ها و فضیلت ها گسترش دین و ستیز ابا عبد الله الحسین دین ستیزان است.

امام زین العابدین خطاب به ابو خالد کابلی در وصف یارن مهدی (عج) و دین خواهی و میزان تلاش انان در راه تحقق آرمان های دینی می فرمایند:ای ابوخالد ! مردمانی که در روزگار غیبت به سر می برندو منتظر از مردمان همه زمان افضلندزیرا که خداوند متعال به انها خرد و فهم و معرفتی داده که خیبت مهدی (عج) برای آنها مانند حضور است( یعنی با اینکه امام را در عصر غیبت نمی بینند از نظر ایمان و تقوا و پایداری گویی در زمان ظهور به سر می برند و امام خود را می بینند)این مردم را که در چنان روزگاری زندگانی می کنند خدا مانند سربازان پیکارگر صدر اسلام قرار داده است .همانان که در رکاب پیامبر (ص) شمشیر می زدند و پیکار می کردندآنان اخلاص پیشگان حقیقی و انانند شیعیان واقعی و انانند که در نهان و عیان مردم را به دین خدا دعوت می کنند.

بی تردید این ویژگی در همان اندازه و افق و فراتر از ان در عصر ظهور و در سیرت و رفتار یاران مهدی (عج) تحقق می یابدهمان یارانی که پیش از این در توصیف شان گفته شده : لا یشوبها شک فی ذات الله ...بهم ینصر الله امام الحق(مردانی همراه امامندکه شک و تردید در ذات پروردگار با وجودشان آمیخته نیست و مهدی (عج) با چنین یاران و همراهان یاری می شود)

آنان که سر همراهی و هم رکابی مولای خویش را دارند باید دین فهم و دین شناس ، شیفتگان مکتب باورمندان عمیق قران و عترت و فداکاران پاکباز راه دین باشند.

6- تدبیر ، روشن بینی در برنامه ریزی

انقلاب عاشورا آن چنان دقیق برنامه ریزی شده که هر جز حرکت و هر بخش از آن گویی عضوی از یک اندام است که تفکیک و جدایی آن از کل پیکره ممکن نیست ئ تنها در درون همان پیکره معنا و مفهوم می یابد برنامه ریزی عاشورا در نحوه ی رزم نوع سخن گفتن ترتیب افراد به میدان از اجزای قابل توجه این برنامه است.

حرکت پس از عاشورا و برخورد سخنرانی ها و شیوه های تحقیر عبیدالله و یزید . دو عنصر مستکبر و مغرور و تباه.نیز از بخش های قابل توجه و مورد تعمیق برنامه نهضت حسینی است .مطالعه نهضت حسینی نشان می دهد که امام در هر منزل برنامه ریزی می کند با تدبیر و ظرافت کامل بر آمادگی روانی و روحی و دانش یاران میافزاید و مراحل به را تبیین و روشن می کند تا هر کس بداند در کجای این برنامه بزرگ می تواند باشد یا اگر نتواند باشدسر خود گیرد و از کربلا بیرون آید.

نهضت بزرگ موعود نیز با تدبیر و برنامه ریزی همراه است.

چه در حرکت مهدی (عج) چه در مظاهر و شعایر مانند لباس سلاح نوع حرکت و حتی شعار آن بزرگوار ، برنامه دقیق و عمیق او را می توان یافت.معماران کربلا و صحابه ابا عبد الله الحسین در رزم خوش تدبیر و برنامه دارند و یاران و همراهان مهدی (عج) نیز . اگر اصلاح برنامه ابا عبد الله الحسین است برنامه مصلح بزرگ و یاران او نیز هست. ان الارض یرثها عبادی الصالحین

برنامه مهدی (عج) و یارانش پایان دادن به تباهی و سیاهی و گسترش قسط و عدل است. مهدی (عج) فریاد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فراد عالم برسد... یاران قائم به سراسر جهان پانهند و همه جا قدرت را در در دست گیرند.

همه کس و همه چیز را مطیع انان می شودحتی درندگان صحرا و مرغان شکاری همه و همه رضای و خشنودی آنان را بطلبند.شادی و شادمانی یافتن به این پیام آوران دین و صلاح و عدالت تا بدان جاست که قطعه ای از زمین بر قطعه ای دیگر مباهات دارد که یکی از یاران مهدی (عج) بر آن جا پا نهاده است.

برنامه ی کربلا رویارویی با ظلم بازگرداندن به سیرت پیامبر (ص) و علی (ع) اصلاح امت و امر به معروف و نهی از منکر بود و برنامه مهدی (عج) نیز چنین است.

یاران مهدی (عج) چون صحابه عاشورا میثاق پاکبازی و فداکاری در راه آرمان های دین ستیز با سیاهکاران و دفاع از حریم قران و اهل بیت دارد. آنان مدیر و مدبرندبرنامه ریزانی بصیر و گردانندگانی خبیر که پای اراده شان را هیچ خطری نمی لرزاند و عزم سترگ شدن را هیچ طوفانی بر نمی آشوبد.

خدایا! توفیق درک و همراهی شان را عنایت فرما

منابع و ماخذ:

1- الغیبه – نعمانی – موسسه الاعلمی – بیروت – 1403 ه ق ص 152

2- الزیارات – ابن قولویه – نجف – 1356 – ص 332

3- نهج البلاغه – ترجمه دکتر جعفر شهیدی – شرکت انتشارات علمی و فرهنگی – چاپ بیستم – 1380 – ص 14

4- قرآن کریم

5- پیروزی در سیمای شکست – غلامحسین رفیعا – حوزه هنری – 1378 – چاپ اول

6- در فجر ساحل – محمد حکیمی – چاپ نهم – بی تا – دفتر انتشارات اسلامی

7- نفس الهموم – ابوالحسن شعرانی – تهران -انتشارت علمیه اسلامیه – 1374 8- نهج البلاغه – ترجمه محمد دشتی – قم – موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیر المومنین – 1379

9- فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع) – ترجمه علی مویدی – قم – نشر معروف –1377

10- خورشید مغرب – محمد رضا حکیمی – دفتر نشر فرهنگ اسلامی – چاپ 20 1380

11- یاران امام حسین – علی محمد دخیل –انتشارت فرهنگ و هنر - چاپ اول 1369

12- اولین مقتل سالار شهیدان –سید علی موسوی جزایری – انتشارات بنی زهرا – قم– 1378

13- تحف العقول – ابن شعبه حرانی – قم موسسسه النشر الاسلامی – 1404 ه ق

14 -موسوعه کلمات امام حسین – قم دارالمعروف – 1374

 


18 ساله‏ها مراقب باشید !

با عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگوای سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین(ع) مطلب زیر گفتاری کوتاه از استاد برجسته اخلاق آیت الله مجتبی تهرانی در مورد 18 ساله ها ست،امیدوارم که خداوند توفیق بهره برداری و نشر این مطلب را به دوستان عزیز بدهد. (اجرکم عندالله)

جهنم

آیه ای در سوره فاطر است که دارد : «وَهُمْ یَصْطَرِخُونَ فِیهَا رَبَّنَا .... ». این نقل سخنان گروهی از جهنّمی‏ها است که در جهنم فریاد می‏کنند ای پروردگار ما، ما را از این جهنم بیرون بیاور!
چرا؟ تا کرداری غیر از آنچه که کردیم انجام دهیم؛ تا کردار شایسته و صالح انجام دهیم. "أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً .... ". یعنی خدایا، ما را از جهنّم نجات بده تا کارِ خوب کنیم.
به آنها خطاب می‏شود: آیا ما به شما آن‏قدر عمر ندادیم که در آن پند بگیرید که هر کس می‏خواست پند بگیرد، می‏گرفت؟
سؤال این است که منظور از این عمری که در آیه آمده کدام مقطع زمانی است؟

ذیل آیه روایتی از امام صادق (ع) است که فرمود: "تَوْبِیخٌ لِابْنِ ثَمَانَ عَشْرَةَ سَنَةً ". این آیه خطاب به هجده ساله‏ها است. یعنی خطاب خدای متعال در این آیه، توبیخ هجده ساله‌هایی است که به جهنّم رفته‏اند؛ مُراد، 70 ساله و 80 ساله‏ها نیست؛ چهل سال به بالا نیست؛ منظور، هجده ساله‏ها است! هجده‏ساله‏هایی که روش رفتاری غلط گرفتند و سراغ معصیت رفتند و جهنّمی شدند.
امّا چرا خدا هجده ساله‏های جهنّمی را این‏طور توبیخ می‏کند؟
جهت این است که انسان از نظر رشد روحی به این مقطع که رسید، دیگر عذری ندارد و می‏تواند کاملاً تمییز بدهد؛ در این سن، دریافت و فهم بهترین دریافت و بالاترین فهم است.

خوب، بگو ببینم چه کسی تو را جهنّمی کرد؟ این روش رفتاری غلط را از چه کسی یاد گرفتی؟ تو که نونهال بودی و در مقطعی بودی که می‏شد تو را به هر سو کشاند؛ پس تحت سرپرستی چه کسی قرار گرفتی؟ این اعوجاج از کجا پدید آمد؟ این مطلب به این مربوط است که حضرت فرمودند از نظر عمر حسّاس‏ترین مقطع زمانی، این مقطع است. ای جوان‏ها! حواستان را جمع کنید. وقتی به این مقطع برسی دیگر خوب می‏توانی زشت را از زیبا تشخیص دهی. تو دیگر انسانی و می‏فهمی! دیگر در بُعد اعتقادی‏ات هم خوب می‏توانی بفهمی. امّا بگو ببینم چه کسی تو را خراب‏ کرد؟ در محیط آموزشی، به تو رفتار غلط دادند، تو هم تأثیر گرفتی و جهنّمی شدی.

مربّی باید تربیت شده الهی باشد

لذا من روایتی را آخر جلسه گذشته خواندم و گذشتم که شخصی که خود را در اختیار غیر قرار می‏دهد و غیر می‏خواهد او را سرپرستی کند و بسازد، باید خودش ساخته شده باشد. اوّل ببین این‏طور هست یانه؛ یعنی ببین عالم ربّانی است، یا شیطانی به صورتی انسان است؟ کدام یکی است؟ روایت از علی(ع) بود، که حضرت فرمود: "إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ أَدَّبَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ "؛ خدا پیغمبر را تربیت کرد؛ "وَ هُوَ أَدَّبَنِی "؛ او هم من را تربیت کرد؛ "وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِینَ وَ أُوَرِّثُ الْأَدَبَ الْمُکَرَّمِین ". یعنی حالا که من به واسطه پیغمبر تربیت شده‏ای الهی هستم، سرپرستی دیگران را می‏پذیرم.
لذا من خطابم به اساتید است که اگر خودتان تربیت الهی ندارید، نباید وارد عرصه تربیت دیگران شوید. از آن طرف هم جوان و دانش‏آموز نباید خودش را در اختیار هر کسی قرار دهد و سرپرستی هر کسی را نباید بپذیرد. این است که من عرض کردم باید در محیط‏های آموزشی دقّت شود. حتّی در بهترین محیط‏های آموزشی هم انسان نباید خیال راحت هم داشته باشد.


محرم ، ماه احیای اسلام

فرصتی برای خود سازی

 

   
ماه محرم رو همه ما می شناسیم . دهه اول داره ، تاسوعا و عاشورا داره ، علی اکبر و علی اصغر داره ، حسین و عباس داره ، شمر و یزید داره ، خیمه و آتش داره ، خون و شمشیر داره ، تشنگی و عطش داره ، اسیری و کاروان داره ، سجاد بیمار داره ،‏ حر آزاده داره و ... 
علو درجات نصیب اون بزرگانی که این یادها و تعاریف رو تا حالا برامون حفظ کردن و با هر سختی بود نام و یاد حسین -ع- رو زنده نگه داشتن .
اما حسین -ع- رو فقط به اسم مبارکش نباید شناخت . این امام بزرگوار و عظمت حماسه ای رو که خلق کره باید در زندگی نامه - احادیث - شرح واقعه عاشورا و فرمایشات ائمه بزرگوار پس از ایشون باید شناخت .
نهضت عاشورا درس های زیادی برامون داره : 
آزادگی و سرافرازی - شجاعت - شهامت - توکل به ذات اقدس الهی - نماز اول وقت - زیر بار زور نرفتن - صبر و تحمل - ایثار - رضای به رضای حق و ...
امیدوارم ماه محرم امسال ماهی باشه که از برکت خون شهیدان عزیزش و حماسه ماندگارشون خدا به راه راست هدایتمون کنه و توفیق شناخت معارف این ماه ،‏توفیق خود سازی و از همه مهمتر توفیق عمل به آنچه که می دانیم نصیبمون کنه .     انشاالله
به مناسبت ماه محرم  مجموعه مفیدی رو که سایت تبیان جمع آوری کرده و شامل مطالب ، مقالات ، تصاویر ، کلیپ ، پخش زنده حرم امام حسین ع و ... هست رو در ادامه مطلب آورده ام توصیه می کنم حتماً مراجعه کنید و بخونید و ببینید .  به امید بهره برداری شما عزیران

 

 

 

 سیره قرآنى امام حسین علیه السلام 
مبارزات سیاسى امام حسین علیه السلام در زمان معاویه 
عزت و ذلت در آینه آیات و روایات 
داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمی‌رفت 
چگونگی شکل گیری شخصیت یزید 
یزید در نگاه مورخین و علمای اهل سنت
در کربلا چه گذشت ؟
نامه ها و ملاقات های امام حسین علیه السلام 
آثار و برکات سیدالشهدا علیه السلام 
واگویه های دل
در محضر اساتید
نوای دل 
دکلمه


   1   2      >
به روایت لینک:
هات فان : [ بازدید ]
*توجه : درج لینک های گوناگون به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد!
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت منجی بشریت برای صاحب سایت محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.